معنی باتکرو
7 بازدید
[ تِ رُ ] (اِخ) (قلعهٔ...) قلعهٔ استواری بر شط جیحون. (معجم البلدان). محمودبن ابی توبه بدانجا زندان شد. (لباب الالباب عوفی چ لیدن ج ۱ ص ۷۵). و رجوع به ص ۷۷ همان کتاب شود.
کلمات همقافیه با «باتکرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر