معنی باتس
5 بازدید
[ تُ ] (اِ) باتش. به لغت اهل شبانکاره، ترنج باشد و آن میوه ایست معروف که پوست آنرا مربا کنند. و با شین نقطه دار هم آمده است. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (شعوری) (جهانگیری). باتو. رجوع به باتش شود.[ تُ ] (اِخ) بانی شهر سیرناست که آن شهر را در سال ۶۳۱ ق.م. بنا نهاد و سلاطین سیرنا نیز همگی پس از وی نام او را اتخاذ کردند. (تمدن قدیم ترجمهٔ فلسفی ص ۴۵۹).
کلمات همقافیه با «باتس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تس» برای سرودن شعر