معنی باتر
5 بازدید
[ تَ / تِ ] (اِخ) نام مردی مجهول. (برهان) (شرفنامهٔ منیری). نام پهلوانی مبارز است. (شعوری).[ تِ ] (ع ص) اسم فاعل از بتر. بُرنده. بران. بتار: سیف باتر؛ شمشیر بران. شمشیر برنده. (آنندراج). ج، بواتر.[ تِ ] (اِ) کلنگ، و آن پرنده ایست معروف. (برهان) (شرفنامهٔ منیری) (آنندراج) (انجمن آرا). طورنه (مرغی) است. (شعوری). کلندوز. (شرفنامهٔ منیری). رجوع به کلنگ شود.
کلمات همقافیه با «باتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر