معنی بابکهنوج
5 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان در ۹۰هزارگزی جنوب خاوری مشیز، ۳هزارگزی جنوب راه مالرو و چهارطاق شیرنیک. کوهستانی، سردسیر. دارای ۳۲۴ تن سکنه. آب آن از چشمه است. محصول غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان در ۹۰هزارگزی جنوب خاوری مشیز، ۳هزارگزی جنوب راه مالرو و چهارطاق شیرنیک. کوهستانی، سردسیر. دارای ۳۲۴ تن سکنه. آب آن از چشمه است. محصول غلات، حبوبات و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «بابکهنوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر