معنی بابوک
8 بازدید
(ص) دیوانه. احمق. || (اِ) گل بابونه و لبلاب زمینی و یک قسم گلی که بواسطهٔ گردیش سیب زمینی نیز گویند. (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۷۱).
کلمات همقافیه با «بابوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر