معنی بابونهگاوی
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) گلی است بیرونش سفید و اندرونش زرد میباشد و آنرا بعربی حبق البقر و اصداق المرض گویند. (برهان). گاوچشم. اقحوان البقر. کافوری. دارای ساقه های بلند و معطر که بر ضد کرم بکار میرود. (گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۶۵). تیره: سینانتره -رادیه. قسمت قابل مصرف: گل. مادهٔ مؤثره: اسانس. (کارآموزی داروسازی ص ۱۹۹). دارای برگهای سفید وسط زرد و پُرپَر است. بوتهٔ آن بزرگتر از بابونهٔ معمولی است و به ارتفاع نیم متر میرسد. بعض اقسام آن در گل کاری بکارمیرود. (فرهنگ روستائی ص ۲۹۹).
کلمات همقافیه با «بابونهگاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر