معنی بابون
4 بازدید
(اِخ) نام قریه ای به بغداد، و از آنجاست ابوعبداللََّه بابونی یکی از شیوخ تصوف. و رجوع به بابونیا شود.(اِ) بابونه. (دزی ج ۱ ص ۴۷). زنبور درشت. صقیع. علفج. زنبور. دبور. زنبور زرد. (فرهنگ فرانسه بفارسی نفیسی، زیر کلمهٔ فرلون ).
کلمات همقافیه با «بابون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر