معنی بابه
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) بمعنی دوشک و متکا و بالش و امثال آن که با پشم پر کرده باشند. (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۸۹). آکنده از پشم. (ناظم الاطباء).[ بَ ] (اِ) اسم ماهیست در تاریخ قبط جدید: و یقطف ببابه. (تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ج ۱ ص ۱۴۰ ذیل کلمهٔ خرنوب).[ ] (اِخ) از دیه های جهرود. (تاریخ قم ص ۱۳۹).[ بَ ] (اِخ) دهی است از قرای بخارا. (منتهی الارب) (آنندراج). دهی است از قرای بخارا، ولی ازمیری گفته است یکی از مرزهای روم است و گمان نمیکنم مقصودش بجز بابه ای (پاپ) باشد که در نزد نصارا بمنزلهٔ خلیفهٔ امامست که طاعت او واجب است و جایگاه وی در شهر رومیه (روم) می باشد و فرمان وی در سراسر بلاد فرنگ جاریست. (معجم البلدان) (مراصدالاطلاع).[ بَ ] (اِخ) دربندیست بروم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر