معنی بابلکنار
6 بازدید
[ بُ کِ ] (اِخ) از بلوکات ناحیهٔ بارفروش، دارای پانزده قریه. مساحت آن یک فرسنگ در یک فرسنگ، مرکز آن درازکلا، حد شمالی آن بلوک گنج افروز و حد شرقی آن بلوک شیرگاه و حد جنوبی آن بلوک لفور و حد غربی آن بلوک بندپی باشد. رجوع به سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۲۹ قسمت انگلیسی چ قاهره ۱۳۴۲ هـ . ق. شود. نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان قائمشهر. این دهستان در ۱۸ الی ۲۴هزارگزی جنوب باختری قائمشهر، طرفین رودخانهٔ بابل و دامنهٔ ارتفاعات واقع شده. هوای آن معتدل، مرطوب، مالاریائی و قراء آن از رودخانهٔ بابل مشروب میگردد. محصول عمدهٔ آن نیشکر، غلات، ابریشم، کتان و صیفی جات است. مرکز دهستان درازکلا و راه نیمه شوسه ای از بابل به این ده کشیده شده است. این دهستان از ۱۶ آبادی تشکیل شده، جمعیت آن در حدود ۱۲۲۰۰تن و قراء مهم آن بشرح زیر است: درازکلا، کبیریاکلا، کاردرکلا، سیدکلا، گاوانکلا و شیردارکلا. (فرهنگ جغرافیائیی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «بابلکنار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر