معنی بابلپشت
5 بازدید
[ بُ پُ ] (اِخ) یکی از نواحی مشهدسر. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۱۶ قسمت انگلیسی چ قاهره ۱۳۴۲ هـ . ق.). دهی از دهستان پازوار بخش بابلسر شهرستان بابل در ۳هزارگزی جنوب بابلسر، کنار شوسهٔ بابل به بابلسر. دشت، معتدل مرطوب، مالاریائی. دارای ۵۱۵ تن سکنه. آب آن از چاه است. محصول آن صیفی، پنبه، غلات، کنجد و شغل اهالی زراعت است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «بابلپشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر