معنی بابلخواجه
5 بازدید
[ بُ خوا / خا جِ ] (اِخ) رودیست بسرزمین فارس آبش شیرین و گوارا از چشمهٔ مورد برخاسته در کوشک قاسم بلوک خواجه بآب چشمهٔ زنجیران خواجه پیوسته رودخانهٔ هُنیفقان شود پس از تنگ فیروزآباد گذشته رودخانهٔ فیروزآباد شود. (فارسنامهٔ ناصری ص ۳۲۳).
کلمات همقافیه با «بابلخواجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر