معنی بابامحمد
5 بازدید
[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان ایتیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد در ۱۰هزارگزی شمال خاوری نورآباد و ۲هزارگزی شمال راه شوسهٔ خرم آباد به هرسین و کرمانشاه. جلگه سردسیر مالاریائی. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. شیعه لری لکی. آب آن از قنات و محصول آن غلات، تریاک، لبنیات وپشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ ایتیوند در ساختمان و چادر زندگی میکنند و برای علوفهٔ احشام در فصل زمستان بگرمسیر می روند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶)[ مُ حَ مْ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان کاخه بخش دورود شهرستان بروجرد در ۲۱ هزارگزی شمال باختری دورود و ۵ هزارگزی جنوب راه شوسهٔ دورود به بروجرد. جلگه معتدل. سکنهٔ آن ۹۷ تن. شیعه لری. آب آن از قنات و محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «بابامحمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر