معنی بئر
7 بازدید
[ بَ ءْرْ ] (ع مص) چاه کندن. چاه ساختن. (از تاج العروس) (منتهی الارب). || آتشدان کندن. || ذخیره کردن: بأر شی ء؛ پنهان کرد و نگاه داشت چیزی را تا بوقت حاجت بکار آید. بأر خیر؛ نیکی اندوخت و ذخیره کرد در پنهان. (منتهی الارب). و این معنی در تاج العروس در ذیل بؤرة آمده است. و رجوع به بؤرة شود.[ ب ءْرْ ] (ع اِ) چاه. (از تاج العروس) (ناظم الاطباء). حفره ای عمیق در زمین که از آن آب برآید. (از اقرب الموارد). حفرهٔ استوانه شکلی که در زمین فروبرند تا به آب رسد و از آنجا آب برگیرند. ج، آبار (مقلوب از اَبآر) و ابؤُر و آبُر و بِئار. (تاج العروس) (ناظم الاطباء) (از معجم البلدان). رجوع به چاه شود. - یوم البئر؛ روزی از روزهای عرب. (از معجم البلدان).[ بِ ءْرْ ] (اِخ) اسم مکانی است در میانهٔ اورشلیم و شکیم که یوثام از حضور برادر خود ابی مالک بدانجا فرار نمود و دور نیست که همان البیره باشد. (از قاموس کتاب مقدس).[ بِ ءْرْ ] (اِخ) اسم جایی است در زمین موآب که خدا از چاهی که در آنجاست قوم خود اسرائیل را آب داد. و ممکن است همان بئر ایلیم باشد. (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «بئر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر