معنی بؤوخ
5 بازدید
[ بُ ئو ] (ع مص) (از «ب وخ») متغیر شدن گوشت. (منتهی الارب). متغیر شدن گوشت و مانند آن. (آنندراج). || خاموش شدن و فرونشستن آتش. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بؤوخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر