معنی ایکاب
6 بازدید
(ع مص) (از «وک ب») لازم گرفتن موکب را. || آمادهٔ پریدن شدن مرغ و یا بال جنبانیدن آن وقت فرود آمدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). آهنگ کردن مرغ به رفتن. (تاج المصادر بیهقی). || به خشم آوردن کسی را. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ایکاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر