معنی ایهمان
5 بازدید
[ اَ هَ ] (ع ص، اِ) (از «ی هـ م») تثنیهٔ اَیهَم در حال رفع. رجوع به ایهم شود. || در لغت اهل بادیه کنایه از توجبه و شتر نر جوشان کشنده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || در لغت شهریان کنایه از توجبه و سواران، یا توجبه و شب سیاه. (از منتهی الارب). سیل و حریق. (اقرب الموارد). (ناظم الاطباء). و از هر واحد بازداشت خواسته میشود، یقال: نعوذ باللََّه من الایهمین.
کلمات همقافیه با «ایهمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر