معنی ایها
8 بازدید
[ اَیْ یُ ] (ع حرف ندا) ای. این کلمه را در فصل میان حرف ندا و منادی آورند و در این صورت منادی را هم مرفوع و هم منصوب خوانند. (ناظم الاطباء): فضل گفت ایها الشیخ دانی چه میگویی؟ شک است که امیرالمؤمنین جز به بهشت رود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۳۵). حسین گفت ایها الوزیر من پیری ام در این دولت بنده و فرمانبردار دانم که نصیحت و اخلاق من شما را مقرر است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۳۵). یکی بهتر ببیند ایها الناس که می دیگر شود عالم بهر پاس.سنایی. ایها الناس جهان جای تن آسانی نیست مرد دانا بجهان داشتن ارزانی نیست.سعدی. الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها. حافظ. رجوع به منتهی الارب شود.[ اَ ] (ع صوت، اِ) لغت است در هیهات. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ایها»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ها» برای سرودن شعر