معنی اینچنین

معنی اینچنین

6 بازدید
[ چُ / چِ ] (ق مرکب) بدین نحو و به این طریق. (فرهنگ فارسی معین). همچنین و باین نحو و باین طریق و باین سان. (ناظم الاطباء): فریدون نکرد اینچنین کار یاد که خود تخت ضحاک دادش بباد. فردوسی. گر تو خواهی که حج کنی پس از این اینچنین کن که کردمت تعلیم.ناصرخسرو. اینچنین بهْ که وزیر است پسر پیش پسر هم بدان سان که پدر پیش پدر بود وزیر. معزی. نقیبان را بفرمود آن جهاندار ندارید اینچنین اندیشه را خوار.نظامی. القصه چو قصه اینچنین است پندار که سرکه انگبین است.نظامی. اندر آیید و ببینید اینچنین سرد گشته آتش گرم مهین.مولوی. هر کجا بینی اینچنین کس را التفاتش مکن که هیچکس است.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «اینچنین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید