معنی ایمنه
2 بازدید
[ مَ نِ ] (اِخ) پسر باکوس و ونوس و رب النوع ازدواج بود. پیشینیان اعیادی را که به افتخار رب النوع مزبور اقامه میشد ایمنه می خواندند. (تعلیقات تمدن قدیم ترجمهٔ نصراللََّه فلسفی).
کلمات همقافیه با «ایمنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر