معنی ایماس
5 بازدید
(ع مص) بر مساس و بسودن اندام قادر گردیدن زن و سودن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ایماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر