معنی ایقان
7 بازدید
(ع مص) (از «ی ق ن») به یقین دانستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ۲۴). بی گمان دانستن و بی گمان شدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی): مکان علمست نفست را زبان اندیشهٔ رهرو نزولت پایهٔ او نی عروجت منزل ایقان. ناصرخسرو. با خود گفتم اگر بر دین اسلاف بی ایقان و تیقن ثبات کنم همچو آن جادو باشم. (کلیله و دمنه). مرد ایقان رست از وهم و خیال موی ابرو را نمی گوید هلال.مولوی. به علم ار بگذری ز اسلام و ایمان یقین اندر رسی در ملک ایقان.شبستری. - ایقان بالشی ء؛ علم پیدا کردن بحقیقت چیزی بنظر استدلال و به همین جهت خداوند متعال متصف بیقین شود. (تعریفات).
کلمات همقافیه با «ایقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر