معنی ایفاض
5 بازدید
(ع مص) (از «وف ض») دویدن. شتافتن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ترجمان القرآن). || شتابانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ۲). || پراکنده کردن شتران. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || گستردن بستری که از خاک نگاه دارد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ایفاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر