معنی ایضاع
4 بازدید
(ع مص) (از «وض ع») گیاه ترش چریدن شتر بکرانهٔ آب و پیوسته بودن بر آن. || تیز رفتن شتر. تیز راندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). شتابیدن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی، ص ۲۴). بشتابانیدن و بشتافتن. (تاج المصادر بیهقی). || زیان زده گردیدن مردم در تجارت. (منتهی الارب) (آنندراج). زیان کردن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ایضاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر