معنی ایستادنگاه
5 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) مقام. وقف. جای توقف و ایستادن: صوط؛ آواز آب که ایستادنگاه او تنگ و دراز باشد. منهوه؛ ایستادنگاه آب. (منتهی الارب).[ دَ ] (اِ مرکب) مقام. وقف. جای توقف و ایستادن: صوط؛ آواز آب که ایستادنگاه او تنگ و دراز باشد. منهوه؛ ایستادنگاه آب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ایستادنگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر