معنی ایزدخواست
5 بازدید
[ زَ خوا / خا ] (اِخ) دهی است از دهات آبادهٔ اقلید و یازده فرسخ میانهٔ جنوب و مغرب آباده است. (فارسنامهٔ ناصری). شهرکیست در میانهٔ عراق و فارس و اول خاک فارس از آنجا میباشد. (انجمن آرا) (آنندراج). نام یکی از دهستانهای دوازده گانهٔ بخش مرکزی شهرستان آباده و تقریباً در شمال باختری بخش واقع گردیده است. حد شمالی آن کوه نیدک و لاتور، حد باختری ارتفاعات سمیرم، حد جنوبی کوه عریان و حد خاوری دشت شورجستان. رودخانهٔ ایزدخواست از وسط دهستان میگذرد. آب مشروب و زراعتی آن از رودخانهٔ ایزدخواست است. محصولات آنجا عبارتند از غلات، بادام، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و گیوه بافی است. این دهستان از یک آبادی بنام ایزد خواست تشکیل شده و جمعیت آن ۳۴۷۰ تن است و چون در کنار راه اصفهان شیراز واقع شده اهمیت دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ زَ خا ] (اِخ) صحرای وسیعی است مغرب مزایجان بمسافت سه فرسخ و نشیمن گاه ایل بهارلو است. (فارسنامهٔ ناصری). به این ده اولاد عالی نیز گویند که جمعیت آن طبق فرهنگ جغرافیایی (ج ۷) ۱۴۸ تن است.
کلمات همقافیه با «ایزدخواست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر