معنی ایز
5 بازدید
(ترکی، اِ) نشان قدم. اثر پا. (فرهنگ فارسی معین). - ایز کسی را گرفتن؛ رد پای کسی را گرفتن. او را پنهان تعقیب کردن. (فرهنگ فارسی معین). - ایزگم کردن؛ رد پا را از میان بردن. گم کردن اثر و نشانهٔ خود. - || مردم را به اشتباه انداختن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ایز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر