معنی ایرمانخور
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) حسرت خورنده. (برهان) (هفت قلزم) (آنندراج). حسرت خوار. (شرفنامه) (مؤید الفضلا).
کلمات همقافیه با «ایرمانخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر