معنی ایرانخدای
3 بازدید
[ خُ ] (اِ مرکب) پادشاه ایران. (فرهنگ فارسی معین): سران را که بد هوش و فرهنگ و رای مر او را چه خواندند ایران خدای.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ایرانخدای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر