معنی ایراف
5 بازدید
(ع مص) (از «ورف») فراخ افتادن سایه و دراز گردیدن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).(اِخ) نام پدر اردا است که او را ارداویراف خوانند و پارسیان زردشتی او را حکیم مرتاض کامل دانند. (برهان). رجوع به ارداویراف شود.
کلمات همقافیه با «ایراف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر