معنی ایذان
6 بازدید
(ع مص) اعلام کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آگاه کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ۲۴). بیاگاهانیدن. (تاج المصادر بیهقی). (المصادر زوزنی). آگاه کردن به امری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || اذان گفتن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || به شگفت آوردن. || بازداشتن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج). || در گوش کسی زدن. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ایذان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر