معنی ایبک
5 بازدید
[ بَ ] (اِ) بت را گویند و بعربی صنم خوانند. (برهان) (غیاث) (هفت قلزم). بت. صنم. || بمجاز به معنی معشوق. (غیاث) (آنندراج): در گوشهٔ نه گردون تو دوش قنق بودی مه طوف همی کردت ای ایبک خرگاهی. مولوی. || غلام و قاصد. (غیاث) (آنندراج): گفت ای ایبک بیاور آن رسن تا بگویم من جواب بوالحسن.مولوی.[ بَ ] (اِخ) نام غلامی از غلامان سلطان شهاب الدین غوری که در دهلی پادشاهی کرده و کتاب تاج المآثر بنام اوست. آخر از اسب افتاد و درگذشت. (انجمن آرا) (آنندراج). و رجوع به قطب الدین آیبک و آی بیک قطب الدین شود.
کلمات همقافیه با «ایبک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر