معنی ایبد
6 بازدید
[ اَ / اِ بَ ] (اِ) شراره و سرشک آتش. (برهان) (از آنندراج) (هفت قلزم). شرارهٔ آتش. (ناظم الاطباء). ابیز. ابیر. آبیر. ابید. آبید. آیژ. آییژ. آیژک. رجوع به همین کلمات شود.
کلمات همقافیه با «ایبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر