معنی ایباص
4 بازدید
(ع مص) درخشیدن زمین به پیدا شدن نبات. || بسیارگیاه گردیدن زمین. || درخشیدن آتش و زبانه زدن آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ایباص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر