معنی ایالة
5 بازدید
[ لَ ] (ع مص) سیاست راندن ملک رعیت خود را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سیاست راندن پادشاه رعیت خود را. (ناظم الاطباء). || (اِمص) سیاست. (از اقرب الموارد). رجوع به ایالت شود.
کلمات همقافیه با «ایالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر