معنی اکیخ
7 بازدید
[ اَ ] (اِ) روده و امعاء و وتر عضله. || زه کمان و زه تار. || رودهٔ انباشته از مصالح. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اکیخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر