معنی اکفار
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) لازم گرفتن ده را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || لازم گرفتن گناه و عصیان را پس از طاعت و ایمان. (از اقرب الموارد). || کافر خواندن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). کافر خواندن. (المصادر زوزنی). کافر خواندن کسی را و نسبت کفر دادن به وی. (از اقرب الموارد). || کافر گردانیدن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اکفار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر