معنی اکسیرگر
7 بازدید
[ اِ گَ ] (ص مرکب) کیمیاگر. (آنندراج) (ناظم الاطباء). اکسیرساز. اکسیری : چو در کورهٔ مرد اکسیرگر فروبرده آهن برآورده زر.نظامی. بر آن گوهر انداخت اکسیر زر به اکسیر خود کردش اکسیرگر.نظامی. و رجوع به اکسیری و کیمیاگر شود.
کلمات همقافیه با «اکسیرگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر