معنی اکسب
7 بازدید
[ اَ سَ ] (ع ن تف) ورزنده تر. - امثال: اکسب من فهد. اکسب من ذرة. اکسب من ذئب. اکسب من فارة. اکسب من غلة. اکسب من رُبّ. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «اکسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر