معنی اکرم
12 بازدید
[ اَ رَ ] (ع ن تف) گرامی تر. (آنندراج) (ناظم الاطباء): مصباح امم امام اکمل مفتاح همم همام اکرم. خاقانی. چون باریتعالی او را از اکرم نفوس در مناقب و مفاخر شناخت لاجرم... مقدر ساخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۸). || بخشنده تر. (یادداشت مؤلف) (آنندراج). کریمتر. - امثال: اکرم من حاتم. اکرم من اسیری عنزه. اکرم من الاسد. اکرم من العذیق المرجب. (یادداشت مؤلف). || منزه تر. || بزرگتر. (ناظم الاطباء). بزرگتر. بزرگوارتر. ج، اکرمین. جج، اکارم. (یادداشت مؤلف). بزرگوارتر. ج، اکرمون. جج، اکارم. (مهذب الاسماء). || (اِخ) نامی از نامهای خدای تعالی. (یادداشت مؤلف). - اکرم الاکرمین؛ گرامی ترین گرامی تران. کنایه از خداوندتعالی : بعد از فضل اکرم الاکرمین و فیض ارحم الراحمین ثقت و اعتماد بر کفایت و شهامت تست. (سندبادنامه ص ۵۰).
کلمات همقافیه با «اکرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر