معنی اکرة
6 بازدید
[ اُ رَ ] (ع اِ) گودال و کندگی که در آن آب جمع شود و از آن آب صاف به مشت بردارند. (از اقرب الموارد) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). مغاک. ج، اُکَر. (مهذب الاسماء). || لغتی است در کُرَه. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). کره. گوی. (یادداشت مؤلف). رجوع به کرة شود.[ اَ کَ رَ ] (ع اِ) اکره. جِ اَکّار یا اَکار. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). کشاورزان (کانه جمع آکر فی التقدیر و واحدها اکار). (از صراح اللغة): عمله و اکره، کارگران و برزگران. (یادداشت مؤلف). برزگران. گویا تقدیراً جمع آکر است. (از اقرب الموارد): و قد تأکله [ الخرنوب ] الاکرة والفلاحون. (تذکرهٔ ابن البیطار). طلب مساح از اکره سوگند دادن... بر کشت ظلم است... و از جملهٔ حیلت اکره بر مساح یکی آن است که زمین را تقلب کرده باشند... دیگر از حیلت اکره و مساح آنکه برزیگر سوگند یاد کند. (از ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۱۰). و رجوع به اکار شود.
کلمات همقافیه با «اکرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر