معنی اکراس
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ کِرس. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). جِ کرس، به معنی خانه های مردم مجتمع و فراهم آمده و درهم پیوسته. (آنندراج). و رجوع به کرس شود.[ اِ ] (ع مص) با کرس شدن ستور. || در کرس درآوردن بزغالگان را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || سرگین پر شدن خانه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پر شدن خانه از سرگین. (ناظم الاطباء). سرگین و بول فراهم آمدن در سرای و در غیر آن. (تاج المصادر بیهقی). سرگین و بول با هم آمدن در سرای یعنی بر هم نشستن. (دهار). || به سرگین آلوده شدن چهارپایان. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اکراس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر