معنی اکراب
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) کرب بستن دلو را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کریب بستن دلو را. (از اقرب الموارد). || پر کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || شتافتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). شتابی کردن. (آنندراج). اسراع. شتابیدن. (از یادداشت مؤلف). || سخت نزدیک شدن کار و رسیدن زمان وقوع آن. || تقرب یافتن. || نزدیک شدن ظرف به پر شدن. (از اقرب الموارد). || سخت اندوهناک کردن. (آنندراج): و اذا شرب [ الحنظل ] فی شدة البرد امعض و اکرب اکراباً شدیداً. (تذکرهٔ ابن البیطار).
کلمات همقافیه با «اکراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر