معنی اکدریة
5 بازدید
[ اَ دَ ری یَ ] (ع ص نسبی، اِ) (اصطلاح فقه) مسأله ایست در فرایض که شوی و مادر و جد و خواهر مادری و پدری مانده باشد. لقبت بها لان عبدالملک بن مروان سئل عنها رجلاً یقالُ له اکدر فلم یعرفها او کانت المیتة تسمی اکدریة او لانها کدرت علی زید. (منتهی الارب) (آنندراج). || قسمی سگ. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «اکدریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر