معنی اکد
8 بازدید
[ اَ کَ دد ] (ع ن تف) مؤکدتر. اکیدتر. (یادداشت مؤلف). رجوع به اکید شود.[ اَ ] (ع مص) به پا کوفتن گندم را. دیاست کردن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ اَکْ کَ ] (اِخ) اکاد. آکاد. نام کشوری قدیم در محل بین النهرین. مردم آن در قدیم دولتی تشکیل دادند. شهرهای آن عبارت بود از: سیپ پار، کیش، بابل (در حدود ۲۸۰۰ ق. م.) مدتها عیلام باجگزار اکد بود. (فرهنگ فارسی معین). قسمت شمالی بابل در بین النهرین (سومر قسمت جنوبی آن بود.) اکد موقعیت تجاری مساعدی داشت و اقوام سامی چادرنشینی که در هزاره های چهارم و سوم ق. م. به این ناحیه آمدند از راه تجارت رونق یافتند. اکد در دورهٔ سارگن I (اواسط هزارهٔ سوم ق. م.) به اوج قدرت خود رسید و وی چند کشور و شهر واقع در اکد را متحد ساخت. سومریها را مطیع کرد و قدرت خود را از کوههای ایلام تا دریای مدیترانه و در آسیای صغیر بسط داد و قدیمترین امپراتوری بزرگی را که در تاریخ شناخته شده بوجود آورد. پس از فتوحات سارگن، اکدیها بسیاری از آثار تمدن سومری را اتخاذ کردند. بعد از انقراض سلسلهٔ سارگن، حمورابی اکد و سومر را متحد کرد. دولت بابل را بوجود آورد. ناحیهٔ اکد از شهر اکد یا آگاده نام گرفته است، که شهری پر رونق و در حدود ۴۸ هزارگزی بابل واقع بود (محل دقیق آن معلوم نیست). (از دایرة المعارف فارسی). و رجوع به اکاد و آکاد و اکدی و قاموس کتاب مقدس و ایران باستان ج ۳ ص ۲۴۷۲ و ۲۰۹۷ و ج ۲ ص ۱۶۰۵ و فهرست فرهنگ ایران باستان شود.
کلمات همقافیه با «اکد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کد» برای سرودن شعر