معنی اکثاب
2 بازدید
[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ کاثِبَة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ کاثبة کواثب است ولی صاحب تاج العروس گفته است که جمع کاثبه، اکثاب نیز آمده است. (از اقرب الموارد). رجوع به کاثبة شود.[ اِ ] (ع مص) کثبه خورانیدن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). رجوع به کثبه شود. || نزدیک کسی رسیدن. گویند: اکثبه، و اکثب له و اکثب منه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نزدیک آمدن. (المصادر زوزنی). نزدیک رسیدن. (آنندراج). || پهلو دادن شکار و توانایی دادن شکارچی را بر شکار کردن آن. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اکثاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر