معنی اکتواء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) اکتوا. اکتیاء. کی. (المصادر زوزنی). به داغ شدن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). داغ کردن. داغ برنهادن. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به اکتیاء شود.
کلمات همقافیه با «اکتواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر