معنی اکتناز
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) گرد آمدن مال. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گرد آمدن. گرد آمدن و سخت شدن. (از اقرب الموارد). || پر شدن هرچه باشد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || آگنده شدن مغز استخوان. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (المصادر زوزنی). || پوشیدن چیزی را در ظرف. (از اقرب الموارد). || نهادن. برنهادن مالی. گرد کردن. گرد آمدن. گنج نهادن. (یادداشت مؤلف): چون سخن به ذکر اکتناز و احتیاز زر و سیم رسیدی فرمودی ... (تاریخ جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «اکتناز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر