معنی اکتمکت
7 بازدید
[ اَ کِ مَ کِ ] (معرب، اِ) دانهٔ سیاه و بسیار سخت به بزرگی جوزبوا که حجرالولادة خوانند چه هرگاه زنی دشوار زاید در زیر وی دود کنند به آسانی خلاص شود و آنرا به شیرازی گن ابلیس یعنی، خایهٔ شیطان گویند و اگر بر درختی بندند که میوهٔ آن ناپخته بیفتد دیگر نیفتد و آنرا حجرالنسر و حجرالعقاب نیز گفته اند. (از برهان) (آنندراج) (از هفت قلزم) (ناظم الاطباء). حجرالبحری. حجرالبسر. حجرالیسر. حجرالولادة. حجرالنسر. حجرالبهت. حجرالماسکة. حجرالعقاب. یسر. ایاطیطس. فندق هندی. (یادداشت مؤلف). و رجوع به مترادفات کلمه و نیز دزی ج ۱ ص ۳۰ و اختیارات بدیعی و ذخیرهٔ خوارزمشاهی و تذکرهٔ داود ضریر انطاکی ص ۵۷ و صیدنهٔ ابوریحان بیرونی شود.
کلمات همقافیه با «اکتمکت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کت» برای سرودن شعر