معنی اکتع
4 بازدید
[ اَ تَ ] (ع ص) مردی که انگشتان او بسوی کف برگردیده و پیوند بیخ انگشتان پیدا باشد. ج، اکتعون. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اکتع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تع» برای سرودن شعر