معنی اکتتاب
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) نوشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). از بهر خویش نوشتن. (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص ۱۸). کتابت. (المصادر زوزنی). || نوشتن آموختن کسی را. (از اقرب الموارد). || به دو دوال دوختن درز مشک را. (از ذیل اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نام خود را در دیوان سلطان نوشتن. (از منتهی الارب) (از تاج المصادر بیهقی) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «اکتتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر